تبلیغات
حی علی الصلاة - 30 داستان از نماز و نمازگزاران

30 داستان از نماز و نمازگزاران

نویسنده: مسعود نعمتی نسب دوشنبه 31 فروردین 1394 ساعت 02:32 ب.ظ نظرات

« داستانهایی از نماز و نمازگزاران »

 
 

 

1-  اهتمام على علیه السّلام به نمازاول وقت

هنگامى كه على علیه السّلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف كارزار، مراقب حركت و وضعیّت خورشید بود (تا ببیند چه وقت به وسط آاسمان مى رسد تا نماز ظهر را بخواند).

ابن عبّاس عرض كرد: ((یا امیرالمؤ منین ، این چه كارى است كه مى كنید ؟))

حضرت فرمود: ((منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم .))

ابن عبّاس گفت : ((آیا حالا وقت نماز است با وجود اینكه سرگرم پیكار هستیم ؟))

على (ع ) فرمود: ((جنگ ما با ایشان بر سر چیست ؟ تنها به خاطر نماز است كه با آنها نبرد مى كنیم .))(1)

2- بوستان ابوطلحه ، صدقه اى به خاطر حواس پرتى

مى گویند ابى طلحه در بوستان خود نماز مى گزارد، در اثناى نماز نظرش ‍ به مرغى افتاد كه در لابلاى شاخه هاى درختى گیر كرده بود و راه نجاتى مى جست . وى به آن مرغ چنان سرگرم شده بود كه ندانست چند ركعت نماز به جاى آورده است . پس ، خدمت رسول اكرم (ص ) آمد و حال خود را بیان داشت و عرض كرد: ((بوستانم را صدقه قرار دادم ، در هر راهى كه صلاح مى دانید مصرف كنید.)) (2)

ببینید چگونه مجاهده با نفس و مخالفت با شیطان موجب مى شود بوستانى كه مرغ درخت آن صاحبش را در نماز مشغول داشته است ، ترك گفته شود.

3- امام خمینى و اهمّیت نماز

از قول فرزند امام نقل شده است:

روز اولى كه شاه رفت ، ما در نوفل لوشاتو بودیم.

نزدیك به سیصد الى چهارصد خبرنگار اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختى گذاشتند و امام روى آن ایستادند.تمام دوربینها كار مى كرد. قرار بود هر چند نفر خبرنگار یك سؤ ال بكنند. دو سه سؤ ال از امام شد كه صداى اذان ظهر شنیده شد. بلافاصله امام محل را ترك كردند و فرمودند: وقت فضیلت نماز ظهر مى گذرد. تمام حاضرین از این كه امام صحنه را ترك كردند، متعجّب شدند. كسى از امام خواهش كرد چند دقیقه اى صبر كنید تا حداقل چهار پنج سؤ ال دیگر بشود. امام با عصبانیّت فرمودند: به هیچ وجه نمى شود. و رفتند.))(3)

4- ملا محمد تقى برغانى قزوینى ، شهید محراب

مرحوم ملا محمّد تقى برغانى از روحانیانى بود كه در محراب عبادت به هنگام سحر در حالى كه مشغول خواندن مناجات ((خمس عشرة )) در سجده بود به دست فرقه بابیه به شهادت رسید. در احوال او مى نویسند:

((عبادت آن جناب (قدس سره ) چنان بود كه همیشه از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مى رفت و به مناجات ادعیه و تضرع و زارى و تهجد اشتغال داشت و مناجات خمس عشرة را از حفظ مى خواند بر این روش و شیوه پسندیده استمرار داشت تا اینكه در یكى از آن شب ها شربت شهادت نوشید. مكرّر در فصل زمستان دیده مى شد كه در پشت بام مسجد خود در حالى كه برف به شدّت مى بارید، در نیمه شب پوستین بر دوش و عمّامه بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و در حالت ایستاده ، دستها را به سوى آسمان بلند مى كرد تا برف سراسر قامت مباركش را از سر تا نوك پا سفیدپوش مى كرد. (4)

5- امام رضا (ع ) و نماز اول وقت به جماعت

ابراهیم بن موسى از القزّاز مى گوید: امام رضا علیه السّلام به عنوان استقبال از بعضى از طالبان خارج شد (در حالى كه من با عده اى از یاران با آن حضرت همراه بودیم ). وقت نماز فرا رسید. قصرى در آن حوالى بود. امام (ع ) با یاران به سوى آن رفتند و در كنار سنگ بزرگى ایستادند و سپس امام به من فرمودند: ((اذان بگو.))

عرض كردم : ((منتظر رسیدن و ملحق شدن بعضى از یاران هستیم كه بیایند.))

حضرت فرمود: ((خدا تو را بیامرزد، نماز را از اول وقت بدون عذر به تاءخیر نیانداز. بر تو باد خواندن نماز در اول وقت .))

راوى گفت : پس اذان گفتم و نماز خواندیم .(5)

خواننده محترم ، نمازى كه امام رضا (ع ) به پا داشت ، نماز جماعت بود كه هر چه جمعیت بیشتر باشد ثواب نماز جماعت بیشتر است ، ولى توجه نمودید كه امام (ع ) اجازه نفرمود نماز اول وقت ، به خاطر رسیدن و ملحق شدن بقیه یاران به تاءخیر بیفتد، بلكه تاءكید كرد كه نماز اول وقت خوانده شود و تاءخیر را صلاح ندانست . اینكه امام رضا (ع ) فرمود: ((اى موسى ، بر تو باد كه همیشه نماز را در اول وقت بپا دارى )) خطاب به فرد فرد ماست و اختصاص به آن شخص ندارد.

6- نماز موجب فرو ریختن گناهان مى شود

  ادامه در ادامه مطلب 

ابن عبّاس گوید: من و سلمان در زیر درختى نشسته بودیم . سلمان شاخه درختى را كه برگهایش خشك شده بود، جنباند و در نتیجه آن همه برگها به زمین ریخت . جناب سلمان فرمود: ((اى ابوعثمان ، از من نمى پرسى كه چرا چنین كردم ؟))

گفتم : ((سبب این كار چه بود؟))

فرمود: ((با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در زیر این درخت نشسته بودیم ، آن حضرت چنین كرد كه من كردم و سپس به من فرمود: اى سلمان ، از من نمى پرسى كه چرا چنین كردم ؟ من عرض كردم : یا رسول اللّه ، سبب چه بود؟ حضرت فرمود: مؤ من چون وضو بگیرد بر آن وجهى كه دستور آمده بود، و بعد از آن نمازهاى پنجگانه شبانه روز را بجاى آورد، گناهان او بریزد بسان این برگها كه از این درخت فرو ریخت .))

آنگاه این آیه را تلاوت فرمود:

((و اقم الصلوة طرفى النّهار و زلفا من اللّیل ... .(6)

و بپاى دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایى از شب ...))(7)

7- نماز چیست؟

روزى حضرت امیرالمؤ منین (ع ) در مسجد كوفه جوانى را مشغول نماز خواندن دید. جوان با حضور قلب و توجه تام نسبت به آداب نماز، نماز مى خواند. حضرت به او فرمود: ((اى جوان ، تاءویل نماز چیست ؟))

جوان عرض كرد: ((آیا نماز را جز عبودیت ، تاءویلى است ؟! كه بدون آن ، ناقص و ناپسند است . تاءویل حقیقت نماز، عبارت است از: قربت ، خلوص ، حضور قلب و توجّه ، معرفت خدا و محبّت اهل بیت علیهم السّلام ، كه بدون آن هیچ عملى صحیح نخواهد بود، اگر چه در همه دهر صائم و روزه دار باشد و در بین صفا و مروه به عبادت قیام كند.)) (8)

آرى ، روح نماز همانا قربت و خلوص ، توجّه و حضور قلب ، و معرفت و محبّت اهل بیت علیهم صلوة المصلّین است.

8- بستن طناب تا در مسجد و حضور در صف نماز جماعت

مرد نابینایى به محضر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم شرف یاب شد و عرض كرد: ((یا رسول اللّه ، چشمانم دید ندارد و چه بسا پیش آمده كه اذان مسجد را مى شنوم ولى كسى پیدا نمى شود كه دستم را بگیرد و براى اقامه نماز جماعت در كنار شما مرا به مسجد بیاورد.))

پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به او فرمود: ((طنابى به در منزلت ببند و آن را به در مسجد وصل كن و با كمك آن خود را به مسجد برسان و در نماز جماعت شركت كن .)) (9)

9- امام سجّاد (ع ) و نماز اعرابى

عربى وارد مسجد پیامبر صلّى اللّه علیه وآله و سلّم شد، با عجله تمام دو ركعت نماز گذاشت ، در هیچ ركنى شرایط و آداب مربوطه نكرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و كلمات هیچ گونه دقّتى به عمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طماءنینه و سكون ، و وقار و خضوع و خشوع به جا نیاورد. آنگاه براى دریافت مزد نمازى كه خوانده بود دستهایش را به آسمان برداشت و گفت : ((خدایا، اعلى علّیین ، بهشت را روزى من كن و قصرى زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.))

از قضا امام سجّاد (ع ) در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتابزده و در خواست اعرابى را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: ((اى برادر عرب ، كابین و ازدواج بزرگى طلب مى كنى )).

یعنى نمازى كه تو با این وصف گزارده اى ، شایستگى درخواست بهترین نعمتها و عالى ترین مكانها را از درگاه بارى تعالى ندارد.(10)

10- مستخفین به نماز

ابوبصیر یار با وفاى حضرت امام جعفر صادق (ع ) مى گوید: در زمان شهادت حضرت صادق (ع ) در مدینه منوّره حضور نداشتم . پس از مراجعت از سفر، به عنوان تغزیت و تسلیت به محضر ((امّ حمیده )) همسر آن حضرت رفتم . امّ حمیده وقتى مرا دید، به شدت گریست و فرمود: ((اى ابا محمّد،(11) كاش در هنگام رحلت آن جناب حاضر بودى و مى دیدى كه آن حضرت یكى از دو چشمان مباركش را بست و سپس فرمود: خویشان و اقوام و هر كس را كه به من لطف و محبتى دارد خبر كنید تا بیایند. وقتى همه به حضور آن جناب رسیدند و در دور بسترش گرد آمدند، فرمود: هرگز شفاعت ما به كسى كه نمازش را سبك بشمارد و استخفاف به نماز داشته باشد، نمى رسد.))(12)

بزرگترین آرزوى ما در آخرت ، شفاعت پیامبر و آل گرامى اش - علیهم صلوة المصلّین - است . بنابراین ، نباید به نمازمان با بى توجهى برخورد كنیم و براى آن اهمیتى قائل نباشیم ، چرا كه در این صورت از نعمت بزرگ شفاعت محروم مى شویم.

11- نماز استسقاى مرحوم آیة اللّه خوانسارى

در سال 1363 هجرى قمرى رحمت حقتعالى از شهر قم و حومه آن قطع شده و از آغاز بهار تا اوایل خرداد حتى قطره اى باران از آسمان نازل نشده بود. دشت و هامون خشك و مزارع در اثر بى آبى پژمرده شده بود و آخرین مراحل حیات خود را طى مى كرد. ابرهاى اندوه و وحشت بر سراسر منطقه سایه افكنده بود و خرمن امید مردم را بر باد مى داد. در چنین موقعیت خطرناك و ساعات وحشتناكى كه امید افراد رفته رفته به ناامیدى مبدّل مى شد و بیم قحطى و غلا این سامان را تهدید مى كرد، نسیم صبح رحمت وزیدن گرفت : یگانه مرد ایمان و خداپرستى كه در كانون معرفت ، اسرار حقیقت آموخته بود و آن گوهر گرانبهایى كه در گنجینه تقوا و فضیلت براى چنین موقعى اندوخته شده بود، با عزمى متین و ایمانى راسخ دامان همّت به كمر زد و تصمیم گرفت به وسیله نماز استسقاء و دعا، از منبع رحمت الهیّه طلب باران نماید و روى عجز و نیاز به درگاه خداوند رحیم بى نیاز آورد. پس ، اراده خود را به عموم طبقات اعلام كرد و در روز جمعه یك ساعت بعد از طلوع آفتاب عازم گردید تا با رعایت دستور مقدس اسلام مشغول نماز شود.

مردمى كه بر اثر سستى ایمان به خداوند، خوش گمان نبودند، به رغم فساد درونى خود، از راه خیرخواهى ، به حضرتش معروض داشتند: ((ممكن است این نماز، بى اثر بماند و به مقام شامخ شما لطمه بخورد.))

ولى آن رادمرد، با حسن ظنّى كه به خداى خود داشت و جز خداى خود هیچ كس را نمى دید و جز سخن حق سخنى نمى شنید، بدین سخنان وقعى نگذارد و فرمود: ((من به دستورى كه از شارع اسلام رسیده است عمل مى كنم و وظیفه خود را انجام مى دهم و بیمى از گفته این و آن ندارم . آنچه صلاح باشد، واقع خواهد شد.))

آنگاه طبق مقررّات دینیّه خود با جمعى از مردان با ایمان و با داشتن روزه ، چنانكه دستور رسیده است ، رداى مبارك را از راست به چپ و برعكس ‍ انداخت و با پاى برهنه ، مانند عموى بزرگوارش حضرت ثامن الائمّه علىّ بن موسى الرّضا علیه السّلام كه در ((مرو)) خراسان براى استسقاء به بیابان رفت ، استغفار كنان رهسپار سمت خارج ((خاك فرج )) (13) گردید و به امید فتح و فرج رو به بیابان نهاد

این حادثه مصادف با زمانى بود كه متّفقین ایران را اشغال كرده و واحدهایى از سربازان انگلیسى و امریكایى در حدود ((خاك فرج )) استقرار یافته بودند. در این میان چند نفر از دشمنان قرآن از فرقه ضالّه و مضلّه بهائیّه ، به آنها خبر داده بودند كه عده زیادى از اهالى در نظر دارند به این محدوده بیایند و چاه آبى را كه مورد استفاده شماست پر كنند و بعد براى نابود كردنتان به شما حلمه بیاروند.

نیروهاى متّفقین كه این خبر را شنیدند، چون از جریانات و قضایا هیچ اطّلاعى نداشتند و از طرفى هم هیاهوى مردم این گفته ها را تاءیید مى كرد، كاملا براى دفاع آماده شدند و حتى تیربارها را به سوى جمعیت قرار دادند تا هنگام حمله مردم از خود دفاع كنند.

مرحوم آیة اللّه فقید كه تنها متوجه خدا بود و هدفى خاص داشت ، با نهایت رشادت و متانت به راه خود ادامه داد و با حضور و متجاوز از بیست هزار تن از همراهان ، در حال تضرع و خشوع به ذات مقدس ‍ ربوبى ، نماز استسقاء را بجاى آورد و آن را با خطبه و دعا پایان مى داد. 

دلها پرتپش و رنگ از رخ افراد پریده بود. هر كس با خود زمزمه مى كرد كه آیا دعا به هدف اجابت خواهد رسید یا خیر؟ متخصّصان اروپایى كه در لشكر متّفقین بودند، اوضاع جوّى را به دقّت مورد بررسى قرار داده و اظهار داشتند كه علائمى از نزول باران به چشم نمى خورد.

روز دیگر، باز مرحوم آیة اللّه فقید - اعلى اللّه مقامه الشّریف - با جمعى از خوّاص اهل علم با خضوع و خشوع بیشترى به خارج محدوده رفتند و به حكم ((من لجّ بابا ولجّ)) بر اصرار و استغاثه افزودند و با چشم گریان و دل بریان چنین با خداى تو راز و نیاز كردند: ((خدایا، اگر بندگان تو مخالفت و معصیت تو را مى كنند، تو آنان را به غضب خود و قطع رحمتت ، مؤ اخذه مفرما و بر آنان رحم كن ، كه تو ارحم الرّاحمینى .))

آنگاه از قبیل ادعیه ماءثوره و غیر ماءثوره خواندند و به سجده افتادند و با تضرع و زارى تقاضاى نزول رحمت كردند.

ناگهان آثار رحمت حقتعالى در آسمان ظاهر گردید و ابرهاى متراكم ، آسمان قم را پوشانید. مردم به سوى خانه ها روانه شدند، ولى هنوز به مقصد نرسیده بودند كه باران سیل آسیایى شروع به بارید كرد و شهر و حومه را سیراب ساخت ، بطوریكه سیل در رودخانه قم به راه افتاد. روح تازه اى در سراسر باغات و مزارع و بیابانهاى سوزان دمیده شد و زمین كه بر اثر بى آبى خشك و تفته شده بود، خلد برین گردید.

ظهور این كرامت بزرگ و دعاى سریع الاجابه ، در جهان اثر عجیبى بخشید، بطوریكه ژنرالها و فرماندهان لشكر متّفقین نیز تسلیم مقامات دینى شدند و از آن بزرگوار خواستند براى رفع غائله جنك جهانى دعا فرمایند و مقامات رسمى لندن و واشنگتن وقوع این حادثه شگفت انگیز را از طریق رادیو، در تمام دنیا پخش كردند. در نتیجه ، حقّانیت دین مبین اسلام و ارزش حوزه علمیّه قم عملا بر جهانیان آشكار گشت و بر آن مردم عادى و عناصر ناپاكى كه به دیانت اسلام و حوزه علمیّه قم به نظر منفى و حقارت میگریستند، ثابت شد كه مردان پاك و بافضیلتى در عالم هستند كه بى واسطه با عالم غیب پیوستگى پیدا مى كنند و مى توانند با نیروى ایمان جهانى را تكان دهند و طبیعت را با اذن خداوند در زیر فرمان آورند. (14)

12- نماز قیس بن سعد بن عباده

جناب قیس ، از صحابه بزرگ و از اشراف عرب به حساب مى آمد. وى از رؤ سا، سیاستمداران ، جنگ آوران ، سخاوتمندان ، سخنرانیها، زاهدان و دانشمندان شمرده مى شد و از پایه هاى اصلى دین و استوانه مذهب بود. بعلاوه ، قیس رئیس طایفه ((خزرج )) و از خاندانهاى بزرگ این طایفه بود. خاندان او، هم در دوران جاهیلیت و هم در زمان اسلام داراى مجد و عظمت بودند.

قیس در مرتبه خوف از خداوند و شدّت بندگى و اطاعت نسبت به ذات پروردگار به جایى رسیده بود كه روزى به هنگام نماز، در سجده گاهش ‍ مارى نمایان شد، ولى او بى آنكه به این خطر توجهى داشته باشد یا ترسى به خود راه دهد، براى سجده خم شد و طورى فرود آمد كه در پهلوى مار به سجده رفت . در این هنگام ، مار به دور گردن قیس پیچید. ولى او از نماز خود كوتاهى نكرد و چیزى از آن نكاست ، تا آنكه از نماز فارغ شد و مار را با دست خود از گردن جدا ساخت و به طرفى افكند. (15) 

13- پیدا كردن گمشده به هنگام نماز 

الوالعبّاس جوالقى روزى جوالى به كسى داد و فراموش كرد به چه كسى داده است . هر چه اندیشید، یادش نیامد. روزى به نماز ایستاده بود، یادش ‍ آمد كه جوال خود را به چه كسى داده است . به دكان رفت و به شاگرد خود گفت : ((یادم آمد كه جوال را به چه كسى داده ام .))

شاگردش گفت : ((چگونه یادت آمد؟))

الوالعباس گفت : ((در نماز یادم آمد.))

شاگرد گفت : ((اى استاد، به نماز خواندن مشغول بودى یا به جوال جستن ؟))

الوالعبّاس متوجّه كار بدش شد و دكان را رها كرد و به طلب علم پرداخت و چندان علم بیاموخت تا مفسّر قرآن شد. (16)

هنگام نماز، حواس نمازگزار باید از تشتّت و پراكندگى بدور باشد و در یك چیز خلاصه گردد. آرى باید قلب متوجه یك چیز باشد و آن فقط خداست و بس ، كه اگر از خدا غافل گردد ناچار خشوع و حضور قلب در غیر خدا خلاصه مى شود.

14- امیدوار كننده ترین آیات قرآن

ابو حمزه ثمالى از یكى از امامین همامین ، امام محمّد باقر یا امام جعفر صادق عیهما السّلام ، روایت كرده است كه : امیرالمؤ منین علیه السّلام روزى خطاب به اصحاب خود فرمود: كدامیك از آیات كلام اللّه مجید نزد شما امیدوار كننده ترین آیات است ؟

بعضى گفتند آیه :

((ان اللّه لا یغفر ان یشرك به و یغفر مادون ذلك لمن یشاء..)).(17)

همانا خداوند مشرك را نمى آمرزد و مى آمرزد پایین تر از شرك را براى كسى كه بخواهد...

حضرت فرمود: نیكو آیه اى است ، اما امیدوار كننده ترین آیات براى غفران و آمرزش معاصى نیست .

عده اى دیگر گفتند آیه :

((و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفورا رحیما)).(18)

و كسى كه به كارى زشت بپردازد یا ستم بر خویشتن كند و سپس از خدا آمرزش خواهد، بیابد خداوند را آمرزنده مهربان .

حضرت فرمود: نیكو آیه اى است ، امّا آیه مورد نظر نیست . بعضى دیگر گفتند آیه

((قل یا عبادى الّذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة اللّه انّ اللّه یغفر الذنوب جمیعا...))(19)

بگو اى بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف مى ورزید. از رحمت خدا ماءیوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را مى آمرزد....

حضرت فرمود: نیكو آیه اى است ، امّا آیه مورد نظر نیست .

بعضى دیگر گفتند آیه:

والّذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكرو اللّه فاستغفروالذنوبهم ...(20)

تقواپیشگان آنهایند كه هر گاه كار ناشایستى از ایشان سر زند یا ظلمى به خویش كنند، خدا را به یاد آورند و از گناه خود استغفار نمایند...

حضرت فرمود: نیكو آیه اى است ، اما آیه مورد نظر نیست . آیا آیه دیگرى نمى دانید كه به نظر شما امیدوار كننده ترین آیات قرآن باشد؟

اصحاب عرض كردند: نه امیرالمؤ منین ، به خدا سوگند چیزى در نزد ما نیست كه بخوانیم .

امام فرمود: از حبیبم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم كه فرمود: امیدوار كننده ترین آیه در قرآن این آیه شریفه است

و اقم الصّلواة طرفى النّهار و زلفا من اللّیل ...(21)

و بپاى دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایى از شب ...

سپس پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: ((یا على ، به خدایى كه مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت گردانید، اگر یكى از شما به وضو قیام كند، گناهان و معاصى او از اعضاى بدنش فرو مى ریزد تا وقتى كه با صورت و قلب خود متوجّه قبله شود، از قبله و نمازش بر نگردد مگر آنكه جمیع گناهان او بریزد و هیچ گناهى بر صحیفه عملش باقى نماند همچون روزى كه از مادر متولد شده باشد و هرگاه ما بین دو نماز گناهى از او صادر شده باشد با خواندن نماز آمرزیده شود و از گناهان پاك گردد.))

آنگاه پیامبر نمازهاى پنجگانه را كه موجب آمرزش هستند، شماره كرد و فرمود: ((یا على ، بدان كه منزلت نمازهاى پنجگانه براى امّت من مانند نهرى است كه بر در خانه یكى از شما باشد. اگر شخصى بدنش چركین باشد و هر روز پنج بار در آن نهر شستشو كند آیا چیزى از آن چركها باقى خواهد ماند؟ سوگند به خدا، نمازهاى پنجگانه براى امّتم چنین است كه تمام گناهانشان را پاك مى كند و تیرگى قلبشان را مى برد.))(22)

15- پاداش نماز اول وقت

حضرت عبدالعظیم حسنى از امام یازدهم حضرت حسن عسكرى علیه السّلام روایت كرده است كه حضرت فرمود: ((موسى بن عمران با خداوند سخن گفت و عرض كرد: بار خدایا، جزاى كسى كه نمازش را در اول وقت مى خواند چیست ؟ خداوند فرمود: خواسته هایش را بر مى آورم و بهشتم را به او مباح مى گردانم .)) (23)

آرى ، چون نمازگزار محبوب ترین كارهاى خود را نادیده مى گیرد و فریضه الهى را بر همه منافع خود مقدّم مى دارد، خداوند نیز محبوب ترین و بهترین جایگاه را كه بهشت است ، براى او مباح و حلال مى گرداند و او را به بهترین نعمتهاى بهشت خویش متنعّم مى سازد.

16- نماز را بر امتحان ترجیح داد

آقا سیّد محسن جبل عاملى از علماى بزرگ شیعه و نواده برادر مرحوم آقا سیّد جواد صاحب مفتاح الكرامه است . ایشان در دمشق مدرسه اى تاءسیس كرده اند كه دانش آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل مى كنند. حاج سیّد احمد مصطفوى كه یك از تجّار قم است گفت من از خود سیّد محسن امین شنیدم كه مى گفت یكى از تربیت یافتگان مدرسه ما براى تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد، از آنجا كاغذى براى من نوشت به این مضمون :

چند روز پیش شاگردان مدرسه ما را امتحان مى كردند، من هم براى امتحان رفتم . مدتى نشستم تا نوبت به من رسید. بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نماز فوت مى شود. از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم ، آنهایى كه در آنجا بودند پرسیدند كجا مى روى ، چیزى نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینى دارم ، وقتش مى گذرد. گفتند امتحان هم وقتش مى گذرد، اگر این جلسه برگزار شود، دیگر جلسه اى تشكیل نخواهند داد و براى خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه خصوصى تشكیل نمى دهند. گفتم هر چه بادا باد ! من از تكلیف دینى خود صرف نظر نمى كنم . بالاخره رفتم . از قضا هیئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازه اداء یك وظیفه دینى غیبت نموده ام ، انصاف داده و اظهار كرده بودند كه چون این شخص در وظیفه خود جدى است ، روانیست او را معطّل بگذاریم ، براى قدر دانى از اینكه عمل به وظیفه نموده باید جلسه اى خصوصى برایش تشكیل دهیم . این بود كه جلسه دیگرى تشكیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم .

آقاى سیّد محسن امین پس از نقل داستان فرمود: من در مدرسه چنین شاگردانى تربیت كرده ام كه اگر به دریا بیفتند دامنشان تر نمى شود.(24)

17- توصیه على علیه السّلام به كمیل

حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام به كمیل بن زیاد نخعى درباره خصوصیّات و كیفیّت اقامه نماز مى فرماید:

((اى كمیل ، شاءن و قدر و منزلت در عبادت و اطاعت خدا به این نیست كه نماز بگزارى و روزه بدارى و صدقه بدهى ، بلكه شاءن و منزلت در این است كه نماز را با قلب پاك بگزارى و سلیم النّفس باشى و عملى خداپسندانه را با خشوعى انجام دهى كه سراپاى وجودت را فرا گیرد.(25) بنگر در آن چیزى كه در آن و بر آن به نماز ایستاده اى كه اگر غصبى و حرام باشد، نماز قبول نیست و فایده اى ندارد.))(26)

آرى ، نمازگزار نمى تواند اموال مردم را خائنانه تصرف كند و مالك آن شود. حتى اگر در نماز از كمترین چیزى استفاده كند كه صاحب آن راضى نباشد، نمازش باطل است و باید اعاده شود. بنابراین ، نماز آدمى را از تجاوز به مال و ناموس مردم و حقوق آنها بر حذر مى دارد و آدمى را به یك زندگى صحیح و مرضىّ خداوند بزرگ موفق و پایدار مى گرداند.

18- اثر نیك نماز

نماز جماعت با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله برپا شده و یكى از مسلمانان مدینه نیز در آن شركت كرده بود كه در عین نماز خواندن گناه نیز مى كرد. این مطلب را به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله خبر دادند. آن حضرت فرمود: ((انّ صلوته تنهاه یوما)) یعنى قطعا نماز باعث مى شود كه او روزى سرانجام از كارهاى ناشایست خود دست بردارد.(27)

19- سفارش امام زمان (ع ) درباره نماز صبح و مغرب

مرحوم كلینى و شیخ طوسى و طبرسى از ((زهرى )) نقل كرده اند كه گفت : مدّتهاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) خرج كردم اما به هدف نرسیدم تا اینكه به خدمت محمّد بن عثمان (28) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به التماس خواستم كه مرا به خدمت امام زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من ، سرانجام لطف كرد و فرمود: ((فردا اول وقت بیا.))

فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم ، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره كرد كه این است آن كس ‍ كه در طلبش هستى . به خدمت امام زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم ، مطرح كردم . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم . در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:

((از رحمت خدا بدور است كسى كه نماز صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.))(29)

20- لباس زیبا در نماز

گویند هنگامى كه امام حسن مجتبى علیه السّلام براى نماز آماده مى شد، بهترین لباسهاى خود را مى پوشید. از آن حضرت پرسیدند: ((چرا بهترین لباسهاى خود را مى پوشید؟)) امام علیه السّلام در پاسخ فرمود:

انّ اللّه جمیل و یحب الجمال ، فاتحمل لربّى و هو یقول : خذو زینتكم عند كل مسجد.(30)

همانا خداوند زیباست و زیبایى را دوست مى دارد، پس من نیز لباس زیبا براى راز و نیاز با پروردگارم مى پوشم و هم او فرمود: ((به هنگام رفتن در مسجد خود را به زینت دربرگیرید)).(31)

بر همین اصل ، طبق روایات مستحب است كه انسان ، براى نماز نیكوترین جامه خود را بپوشد، خود رامعطّر كند و با رعایت نظافت و در كمال طهارت به نماز و راز و نیاز با خداى بزرگ بپردازد.

21- اهمیت نماز عصر

در زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله زنى در غیاب شوهرش زنا كرد، ولى پس از این عمل زشت ، سخت پشیمان و ناراحت شد و در حالى كه بسیار پریشان بود، در یكى از كوچه هاى مدینه مى گذشت و فریاد مى زد: ((دلونى على رسول اللّه )) (مرا به سوى رسول خدا راهنمایى كنید).

پیامبر صلّى اللّه علیه و آله او را دید و پرسید: ((چرا این گونه پریشان هستى و فریاد مى زنى ؟)) زن عرض كرد: ((در غیاب همسرم زنا كردم ؛ پس از مدتى صاحب فرزندى شدم ؛ بعد از تولد، او را در داخل خمره پر از سركه گذاشتم و سپس سركه را فروختم (مرتكب سه گناه شده ام : 1)زناكرده ام ، 2) كودك را كشته ام ، 3) سركه آنچنانى را فروخته ام ).

((فهل لى من توبه ؟)) (آیاتوبه ام پذیرفته است ؟!)).رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: ((زناكرده اى ، پس باید سنگسار شوى ؛ مرتكب قتل شده اى كه كیفرش دوزخ است ؛ سركه آنچنانى را فروخته اى و در نتیجه گناه بزرگى كرده اى . اما گمانم آن است كه نماز عصر را ترك كرده بودى و به خاطر ترك نماز عصر و سهل انگارى در نماز، آن گونه منحرف شده بودى كه چنین گناه بزرگى را مرتكب شدى .))(32)

22- سبك شمردن نماز

مسعده بن صدقه گوید: شنیدم شخصى از امام صادق علیه السّلام پرسید: ((چرا شما زناكار را كافر نمى نامید ولى ترك كننده نماز را كافر مى نامید؟))

حضرت در پاسخ فرمود: ((زناكار و نظیر او، این كار را به جهت غالب شدن غریزه جنسى و شهوات انجام مى دهند، ولى تارك نماز آن را ترك نمى كند مگر به خاطر استخفاف و سبك شمردن نماز.))(33)

آرى زناكار به خاطر لذّت و كامیابى به سوى زن اجنبى مى رود، ولى كسى كه نماز را ترك مى كند، در این كار لذّتى را نمى جوید بلكه مسبب ترك آن ، سبك شمردن فعل است و وقتى كه استحقاف و سبك شمردن محقق شد، كفر به سراغ او خواهد آمد.

23- راز لقب ((كلیم اللّه)) براى موسى علیه السّلام

امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند به حضرت موسى ابن عمران علیه السّلام وحى كرد: ((اى موسى ، آیا مى دانى كه چرا تو را براى همكلامى خود برگزیدم و تو ملقب به كلیم اللّه شدى ؟))

موسى علیه السّلام عرض كرد: ((نه ، راز این مطلب را نمى دانم .))

خداوند به او وحى كرد: ((اى موسى ، من بندگانم را مورد بررسى كامل قرار دادم ، در میان آنان هیچ كس را به اندازه تو در برابر خود متواضع و فروتن نیافتم . ((یا موسى انّك اذا صلّیت وضعت خدك على التّراب )) (اى موسى ، هر گاه نماز مى گزارى ، گونه ات را روى خاك مى نهى و چهره ات را بر زمین مى گذارى ) (34)

به این ترتیب ، درمى یابیم كه عالى ترین مرحله عبادت ، كوچك شدن بیشتر در برابر خداست .

24- داستان كسى كه به خدمت امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه رسیده بود

استاد بزرگوارمان آیة اللّه حائرى (دامة بركاته ) مى فرمایند:

((از جمله قضایاى عجیبى كه در زمان خود دیدم ، این بود كه گفتند در قم ، مردى است به نام آقاى اشكافى و او خدمت حضرت حجت سلام اللّه علیه مى رسد.

من یك روز عصر، ظاهرا با جناب آقاى حاج شیخ عبدالوهّاب روحى كه رفیق پنجاه ساله من است و جناب آقاى حاج مهدى اخوى (سلمهمااللّه تعالى عن الآفات و البلیات ) خدمت این مرد كه منزل او در خیابان ایستگاه راه آهن بود، رفتیم . مردى پیر و نورانى بود و آثار حقیقت و درستى در جبهه او واضح و روشن بود و دستگاه رادیوى او هم در همان اطاق پذیرایى بود، و این دلیل بود بر اینكه این مرد هیچ اهل تظاهر و دكاندارى نیست . من داستان تشرّف را از او پرسیدم ، گفت : ((من خویى هستم . نظامى بودم و در مدرسه نظام كشور تركیه نیز تحصیل كرده ام . مدّتها در قشون بودم . یك زمانى در تهران پاى منبر بودم ، ناطق دستورى را براى كسى كه بخواهد به خدمت حضرت (عج ) برسد، ذكر كرد و من آن دستور را عمل كردم و خدمت حضرت رسیدم و حوایج خود را عرض ‍ كردم .))

پس از آنكه مرد نورانى دستور را بدون مضایقه و تردید براى ما نقل كرد، من از او دو سؤ ال كردم : یكى آنكه آیا بطور معاینه خدمت آقا رسیدى ؟ معلوم شد به طور مكاشفه مى رسیده است . سؤ ال دوم این بود كه شما چه خصوصیّت اخلاقى داشتید؟ گفت : من در هیچ اوضاع و شرایط نماز خود را ترك نكردم و دیگر اینكه به احدى ظلم و ستم نكرده ام .))(35)

25- نماز صالحان

حاتم اصمّ از عابدان وارسته و مخلص بود. یكى از مسلمین بنام عصام بن یوسف نزد او آمد و از روى اعتراض به او گفت : ((تو چگونه نماز مى خوانى ؟))

حاتم گفت : ((هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسد، برمى خیزم وضوى ظاهرى و وضوى باطنى مى گیرم .))

عصام گفت : ((وضوى باطنى چگونه است ؟))

حاتم گفت : ((در وضوى ظاهر، اعضاى وضو را با آب مى شویم ، اما در وضوى باطن آن اعضاء را با هفت خصلت مى شویم : 1) توبه ، 2) پشیمانى از گناهان سابق ، 3) ترك دلبستگى به دنیا، 4) ترك تعریف و ستایش مخلوقات ، 5) ترك ریاست مادى ، 6) ترك كینه ، 7) ترك حسادت .

سپس به مسجد مى روم و آماده نماز مى شوم ، در حالى كه كعبه را پیش رو مى بینم و خود را در برابر خداى بزرگ یكپارچه محتاج مى نگرم . گویى در محضر خدا هستم ، بهشت را در طرف راست و دوزخ را در طرف چپ و عزرائیل را پشت سر خود مشاهده مى كنم و گویى پاهایم روى پل صراط قرار گرفته است و این نماز، آخرین نماز من است ؛ سپس نیّت مى كنم و تكبیر پاك مى گویم و حمد و سوره را با تفكّر و تاءمّل مى خوانم ؛ آنگاه ركوع را با تواضع و خشوع انجام مى دهم ، و سپس سجده را با تضرع و زارى بجا مى آورم و تشهّد را با امید مى خوانم و سلام نماز را با اخلاص ‍ مى گویم . مدّت سى سال است كه نماز من این گونه است .))

 

عصام به حاتم گفت : ((این گونه نماز خواندن را شخصى غیر از تو نمى تواند انجام دهد.))

سپس گریه سختى كرد و از خدا خواست كه چنین حالت عبادت را به او عنایت كند.(36)

26- نماز سه مسلمان در تمام دنیا

صفیف كندى نقل مى كند كه در دوران جاهلیّت (در آغاز بعثت ) براى خریدن لباس و عطر از براى خانواده ام به مكّه مسافرت كردم و با عبّاس ‍ بن عبدالمطلّب (عموى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ) كه فروشنده كالاها و لوازم زندگى بود، ملاقات نمودم . در نزد او بودم و به خانه كعبه نگاه مى كردم ، در حالى كه خورشید به وسط آسمان رسیده و ظهر بود و هوا بسیار گرم بود. ناگهان دیدم جوانى آمد و به آسمان نگاه كرد و سپس ‍ روبروى كعبه ایستاد (و مشغول نماز شد). چند لحظه بعد دیدم نوجوانى آمد و در طرف راست او ایستاد و سپس چند لحظه اى نگذشت كه بانویى را دیدم آمد و پشت سر آن دو نفر به نماز ایستاد. دیدم آن جوان به ركوع و سپس به سجده رفت و آن نوجوان و زن نیز ركوع و سجده بجا آوردند. به عبّاس گفتم : ((موضوع بزرگ و عجیبى مى بینم .))

گفت : ((آرى ، امر عظیمى است . آیا مى دانى این جوان و آن نوجوان و آن زن چه كسانى هستند؟))

گفتم : ((خیر.))

گفت : ((آن جوان محمّد بن عبداللّه (صلّى اللّه علیه و آله )، این نوجوان على (علیه السّلام )، و آن زن خدیجه (سلام اللّه علیها) است . پسر برادرم محمّد (صلّى اللّه علیه و آله ) مى گوید كه خداوند خالق به این روش ‍ فرمان داده است . سوگند به خدا، در همه زمین جز این سه تن در این دین (اسلام ) نیافته ام .))(37)

27- نماز اول وقت در لندن

حدود پانزده سال پیش ، مقاله اى از استاد محمّد على حومانى خواندم كه خلاصه آن ، این بود:

هنگام ظهر بود كه در یكى از خیابانهاى شهر لندن به پیرمردى برخوردم كه جلوى در خانه خود ایستاده بود و براى نماز ظهر اذان مى گفت . من آنجا ایستادم تا اذانش به پایان رسید، سپس گفتم : ((السّلام علیكم .))

پاسخ داد: ((و علیكم السّلام و رحمة اللّه و بركاته )) تا به آیه شریفه ((و اذا حیّتم بتحیّة ...))(38) عمل كرده باشد. سپس به من تعارف كرد و از من خواهش نمود كه داخل خانه اش شوم . من داخل شدم ، دیدم او و همسرش به نماز ظهر مشغول شدند. پس از نماز ظهر، بر سر سفره نشستند و با اصرار زیاد مرا هم به خوردن غذا واداشتند. ملاحظه كردم كه با گفتن ((بسم اللّه الرّحمن الرّحیم )) مشغول خوردن شدند و پس از صرف غذا گفتند ((الحمدللّه ربّ العالمین )).

و یكى از اساتید دانشگاه لندن بود كه بر اثر تحقیق و تتبّع و كنجكاوى هاى فراوان ، به آیین اسلام گرویده بود و امثال او در دنیاى غرب زیاد به چشم مى خورند.(39)

28- توصیه مدرس به دخترش

شهید آیة اللّه سیّد حسن مدرّس ، نابغه جهاد و افشاگرى بر ضّد ظلم و ستم و قهرمان شجاعت و شهامت ، در ماه رمضان 1356 هجرى قمرى در تبعیدگاه خود، كاشمر توسّط مزدوران رضاخان مسموم شد و به شهادت رسید، در حالى كه حدود هفتاد سال داشت . قبر شریفش در كاشمر (از شهرهاى استان خراسان ) مزار مسلمین است . گفتنى ها و حكایات در رابطه با این مرد بزرگ بسیار است ، از جمله اینكه در پشت صفحه اوّل قرآنى كه از او به یادگار مانده و در نزد نوه اش نگهدارى مى شود، به خطّ خود خطاب به دخترش چنین نوشته است .

((اى فاطمه بیگم ، تو را به سه مطلب توصیه مى كنم : 1) خواندن نماز و قرآن ، 2) دعا در حق پدر و مادرت ، 3) قناعت كردن در زندگى .))(40)

29- نماز سحرگاهان

سعید بن محمّد بن جنید معروف به ((ابن جنید)) از دانشمندان و عرفاى نامى قرن سوم به شمار مى آید. او استادى زبردست و عالمى ناطق بود، ولى در سلك صوفیان روزگار مى گذرانید. او در سال 297 هجرى قمرى از دنیا رفت .

یكى از علماى بزرگ آن عصر بنام جعفر خالدى مى گوید: او را در عالم خواب دیدم ، به او گفتم : ((خداوند با تو چگونه رفتار كرد؟))

پاسخ داد: ((همه این اشارات و عبارات و رسوم و علوم (صوفیانه ) كه داشتم به حالم سودى نبخشید، جز چند ركعت نمازى كه در سحرگاهان مى خواندم .))(41) 

30- امام خمینى و نماز

یكى از پزشكان قم چنین نقل مى كند:

((هنگامى كه امام خمینى - قدّس سرّه - دچار ناراحتى قلبى شدند، خود را به بالین ایشان رسانده فشار خونشان را گرفتم . فشار ایشان عدد ((5)) را نشان مى داد كه از نظر طبى بسیار خطرناك بود. كارهاى اولیه را انجام دادم . پس از دو ساعت كه قدرى وضع بهتر شده بود ولى قاعدتا حضرت امام نبایستى حركت مى كردند، شاهد بودم كه ایشان آماده حركت شدند. عرض كردم : ((آقاجان ، چرا برخاستید؟))

فرمودند: ((نماز!))

عرض كردم : ((آقا، شما در فقه مجتهد و من در طب . حركت شما به فتواى طبى من حرام است . خوابیده نماز بخوانید.))

ایشان با احترام ، نماز را خوابیده بجا آوردند.(42)

31- داستانى از مرحوم ملاعبّاس تربتى 

یكى از فرزندان مرحوم آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى بنام حاج میرزا محمّد معروف به ((آقازاده )) مقیم مشهد بود و عالمى بسیار متعیّن و متنفّذ بود. مرحوم آقازاده كه در رتق و فتق امور وارد بود، نوكران متعدّدى داشت و هر كدام براى انجام كارى تعیین شده بودند. یكى از نوكرانش ‍ مردى بود به نام حاج على اكبر كه از همه مشتى تر بود و غالبا سلاح كمرى در زیر لباس داشت و محاظ آقا بود. این حاج على اكبر، براى من كه حسینعلى راشد فرزند مرحوم ملا عبّاس تربتى هستم ، چنین نقل كرد:

در ایام زمستان براى سركشى به املاك آقا به نیشابور رفته بودم . در مراجعه به مشهد، در راه بین شریف آباد و مشهد(43)، برفگیر شدیم و در قهوه خانه حوض حاج مهدى ماندیم . غیر از ما جمعى دیگر نیز به قهوه خانه پناه آورده بودند. شب فرا رسیده بود كه اتومبیلى از طرف مشهد رسید و چهار نفر از جوانان پولدار و خوشگذران مشهدى كه چهار خانم را با خود داشتند و نمى دانم به كجا مى خواستند بروند(؟!)، به سبب برف و تاریكى شب ناچار به همین قهوه خانه پناه آوردند. آمدن آنها در آن شب تاریك برفى در كوهستان ، بزم عشرتى مجانى براى مسافران بوجود آورد. جوانان بطریهاى مشروب و خوراكیها را چیدند و زنها بعضى به خوانندگى و بعضى به رقص پرداختند.

در گرماگرم این بساط، در قهوه خانه باز شد و مرحوم حاج آخوند(44) با سه چهار نفر كه از تربت قصد رفتن به مشهد را داشتند و مركبشان الاغ بود و از سنگینى برف و تاریكى شب امكان حركت برایشان نبود و ناگزیر شده بودند كه به قهوه خانه پناه بیاورند، وارد شدند. از صاحب قهوه خانه اجازه خواستند به آنها جایى بدهد و او گفت كه سكوى آن طرف خالى است .

من (حاج على اكبر) با مشاهده این وضع هراسان شدم و گفتم نكند كه از جانب حاج آخوند نسبت به اینها تعرض بشود و یا از جانب آنها به آن مرد اهانتى بشود. به همین خاطر خود را آماده كردم كه اگر خواستند به حاج آخوند اهانت كنند در مقام دفاع برآیم ؛ هر چه باداباد. لكن حاج آخوند، به حالتى كه نه كسى را مى بیند و نه چیزى را مى شنود به سوى آن سكو رفت و چون نماز مغرب و عشاء را نخوانده بودند از قهوه چى جهت قبله را پرسیدند. حاج آخوند به نماز ایستاد و همراهانش به وى اقتدا كردند. یكى اذان گفت و حاج آخوند اقامه گفت و وارد نماز شدند. من هم غنیمت دانستم ، وضو گرفتم و اقتدا كردم . چند نفر دیگر از مسافران نیز از بزم عشرت رو برگرداندند و به صف جماعت پیوستند. قهوه چى نیز گفت غنیمت است ، یك شب اقلا نمازى پشت سر حاج آخوند بخوانیم.

نواحی مسجد جستجو كرد، نتیجه ای نگرفت. بیچاره سخت ناراحت و متأثر گردید و یك شعر گفت كه مفادش این بود: نمازش به شگفتم آورد و روزه اش مجذوبم ساخت، امّا نمازگزار روزه دار ناقه‎ی جوانم را با سرعت راند و برد.

 

لئالی الاخبار، ص 330.

دست برداشتن از دزدی


روایت شده كه به پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر دادند كه؛ شخصی روزها نماز می خواند و شبها دزدی می كند . 
حضرت پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: 
نماز او باعث ترك دزدیش می شود . 
پس از مدتی او را دیدند كه در حال عبادت و در گوشه ای رنجور بود سبب وعلت را پرسیدند گفت: « توبه كرده ام ! و هر چه از هركس دزیده ام به آنها بر گردانده ام. و اینك می خواهم گوشتهائی كه از دزدی و حرام در بدنم روئیده است، آب شود! »
.بحار الانوار، ج 82.

كاهلی در نماز

ابوبصیر گفت: بعد از در گذشت حضرت صادق - علیه السّلام- پیش ام حمیده رفتم تا او را در این مصیبت تسلیت بگویم. تا چمشمش به من افتاد شروع به گریه كرد من نیز از حال او به گریه افتادم آنگاه گفت: ابا محمد، اگر حضرت صادق - علیه السّلام- را هنگام مرگ مشاهده می كردی چیز عجیبی می دیدی. در آن لحظات آخر چشم باز كرده فرمود: هر كس بین من و او خویشاوندی هست بگوئید بیاید همه را گرد من جمع كنید سفارشی دارم. 
ام حمیده گفت: تمام خویشاوندان آن جناب را جمع كردیم، در این موقع امام صادق - علیه السّلام- نگاهی به آنها نموده فرمود: ( ان شفاعتنا لاتنال مستخفاً بالصلوة) شفاعت ما خانواده به آن كسی كه نمازش را سبك شمارد نخواهد رسید.
محاسن برقی، ج 1، ص 80.